سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
433
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
حديث ثقلين و نام دوازده امام عليهم السّلام ( 1 ) على عليه السّلام فرمود : شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا مىدانيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بعنوان خطابه برخاست و بعد از آن خطبهاى نخواند « 29 » ، و فرمود : « اى مردم ، من در ميان شما دو چيز باقى گذاردم كه تا به آنها تمسّك كردهايد هرگز گمراه نمىشويد : كتاب خدا و عترت من اهل بيتم . خداوند لطيف خبير به من سپرده است كه اين دو از يك ديگر جدا نمىشوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند » ؟ گفتند : آرى به خدا قسم ، ما در همهء اين مطالب نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله حاضر بوديم . فرمود : خداوند مرا بس است . دوازده نفر از جماعت اهل بدر برخاستند و گفتند : شهادت مىدهيم وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اين خطابه را در روزى كه از دنيا رفت ايراد فرمود ، عمر بن خطّاب به حالت شبه غضب برخاست و گفت : يا رسول اللَّه ، آيا همهء اهل بيتت ؟ فرمود : نه ، بلكه جانشينانم ، برادرم و وزيرم و وارثم و خليفهام در امّتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من از آنهاست و يازده نفر از فرزندانش . اين ( على ) اوّل آنان و افضلشان است ، سپس اين دو پسرم - و حضرت اشاره به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام كردند - سپس وصىّ پسرم كه بنام برادرم على ناميده مىشود و پسر حسين است . سپس وصىّ على كه فرزند اوست و نامش محمّد است . سپس جعفر بن محمّد ، سپس موسى بن جعفر ، سپس علىّ بن موسى ، سپس محمّد بن على ، سپس علىّ بن محمّد ، سپس حسن بن علىّ ، سپس محمّد بن الحسن مهدىّ امّت كه نامش نام من و طينت او همچون طينت من است . طبق امر من امر مىكند و طبق نهى من نهى مىنمايد . زمين را پر از عدل و داد مىكند همانطور كه از ظلم و جور پر شده باشد . هر كدام از آنها يكى پس از ديگرى و پشت سر هم خواهند آمد « 30 » تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند . آنان شاهدان خدا در زمين و حجّتهاى او بر خلقش هستند .
--> ( 29 ) « ج » : خطبهاى نخواند تا از دنيا رفت . ( 30 ) در « الف » عبارات فوق چنين است : « سپس جانشين من اين پسرم است - و حضرت اشاره به امام حسن عليه السّلام كردند - سپس جانشين او اين است - و حضرت اشاره به امام حسين عليه السّلام كردند - سپس جانشين من پسرم همنام برادرم است . سپس جانشين او همنام من است . سپس هفت نفر از فرزندانش . . . .